close
متخصص ارتودنسی
جاودانه های تاریخ سینما این قسمت: ادیسه فضایی 2001

برای حمایت از ما روی تبلیغات کلیک کنید


loading...

jaza نگاهی به سینمای جهان

  2001: A Space Odyssey : فیلم           ژانر: علمی تخیلی- حادثه ای نام کارگردان: Stanley Kubrick محصول: آمریکا 1968 امتیاز از نظر من: 4/4 امتیاز از نظر کاربران سایت imdb: 8.4/10 امتیاز از نظر سایت AFI(version 2007) : 15 پانزدهمین فیلم برتر تاریخ سینما هزینه ساخت: $ million12  فروش:  $56,954,992 چند…

جاودانه های تاریخ سینما این قسمت: ادیسه فضایی 2001

محمد جزا پزشک بازدید : 1405 شنبه 3 ارديبهشت 1390 نظرات ()

  2001: A Space Odyssey : فیلم


          ژانر: علمی تخیلی- حادثه ای

نام کارگردان: Stanley Kubrick

محصول: آمریکا 1968

امتیاز از نظر من: 4/4

امتیاز از نظر کاربران سایت imdb: 8.4/10

امتیاز از نظر سایت AFI(version 2007) : 15 پانزدهمین فیلم برتر تاریخ سینما

هزینه ساخت: $ million12 

فروش:  $56,954,992

چند سال پیش با چند تا از دوستام در سالن سینمای دانشگاه سوره نشسته بودیم و با دکتر  الستی داشتیم در مورد این فیلم صحبت می کردیم. چیز زیادی از اون صحبت ها یادم نمیاد فقط تنها جمله ای که یادمه جمله جالب دکتر الستی در مورد این فیلم بود که گفت: اگه قرار باشه مغزم رو خالی کنند و به من بگن به جای مغزت یه چیز دیگه ای انتخاب کن که در سرت قرار بدیم، من این فیلم رو انتخاب میکنم.

2001 یک فیلم مدرن و یا شاید هم پست مدرن در زمان خود به حساب می آید. سالهای دهه 60 اوج شکوه ژانرهای مختلف سینمای کلاسیک هالیوود بود. وتا آن زمان در هالیوود تنها اندک فیلم سازان جسوری مانند ارسن ولز  این شجاعت را به خرج می دادند که اصول و قواعد سینمای کلاسیک را بشکنند.

 2001فیلمی سرشار از ابهام و گره های حل نشده. فیلمی در مورد ناشناخته ها. این فیلم متشکل از سه فصل با عنوان 1- سحرگاه بشر 2- ماموریت مشتری 3- مشتری ماورای بینهایت می باشد. این فیلم درباره اکتشافات فضایی و سفر انسان به اعماق فضا ست و همانطور که گفتیم محصول سال 1968 می باشد. اگر به تاریخ ساخت فیلم توجه شود، متوجه می شویم درست در زمان اوج «جنگ سرد» ما بین آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی و مسابقه فضانوردی مابین این دو ابر قدرت آن زمان، بوده است

فیلم با جمله ی «سحرگاه بشر» آغاز می شود. کوبریک دنیایی آرام و خالی از شهرها و ماشینها و بدون هرج و مرج و شلوغی را به ما نشان می دهد. انگار هنوز انسان به آن درجه از تکامل نرسیده است که دنیا را تسخیر و آرامش آن را سلب کند. در ابتدا با چند میمون انسان نما روبه رو می شویم. حرص و طمع که یک خصلت جدای ناپذیر از انسان است، در نماهای مختلفی از انسان نماها می توان دید. صخنه هایی مانند دور کردن سایر جانوران از منابع غذایی موجود برای استفاده خود و درگیری با گروه های انسان نمای دیگر بر سر استفاده از چشمه آب. که منظور کوبریک از چشمه آب همان منابع ارزنده زمین و تمامی چیزهای گرانبها در این دنیا می باشد که انسان آنها را برای خود می خواهد نه دیگری و کوبریک با ترسم آن به مسخ نوع بشر می پردازد. انسان نماها در ابتدا هیچ سلاحی ندارن و با فریاد و غرش همدیگر را میترسانند انگار هر گروهی صدای کلفت تری داشته باشد پیروز میدان است. از نکات قابل توجه در این فصل از فیلم این است که انسان نماها در ابتدا به صورت فردی زندگی می کنند و به همین دلیل گاهی بوسله حیوانات درنده شکار می شوند اما هرچه از فیلم می گذرد، کوبریک اجتماع انسان نماها را بیشتر نشان می دهد. و همین اجتماع سبب می شود دیگر شکار نشوند و حیوانات درنده مجبور به شکار سایر گونه های جانوری می شوند

یکی از ابهاماتی که این فیلم در ذهن مخاطب خود باقی می گذارد، وجود تخته سنگ مرموزی است که در هر  سه فصل از فیلم  به صورت ناگهانی ظهور میکند. وجود تخته سنگ نمادی از تحول و پایان یک دوره و شروع دوره ای جدید و گام بلندی بسوی یک مقطع بالاتر است.  انسان نماها از ظهور تخته سنگ وحشت زده شده اند زیرا نمی توانند آن را در ذهن گنگ خود جای بدهند. آنها مدام سعی می کنند تخته سنگ را لمس کنند و دور آن حلقه می زنند. کوبریک با استفاده از تکنیک سنترینگ در این صحنه اهمیت تخته سنگ را دو چندان می کند. در همان حالتی که انسان نما ها دور تخته سنگ حلقه زده اند. تخته سنگ با خورشید و ماه در یک خط قرار میگرد و انگار خورشید در حال طلوع از پشت تخته سنگ است. و  دوره جدید از زندگانی بشریت در حال طلوع. در صحنه بعدی فیلم می بینیم که یکی از آدم نماها در حال گشت زنی برای پیدا کردن غذا، با اسکلت جانوری روبه رو می شود. انسان نما به صورت اتفاقی یکی از استخوان های قوی اسکلت را بر می دارد و با آن بازی می کند او متوجه می شود با ضربه هایی که می زند استخوان های دیگر را خرد می کند و به قدرت ضربه زنندگی استخوان پی می برد و مسرو از این کشف بزرگ فریاد می کشد. بنابراین اولین سلاح یا بهتر بگوییم اولین  وسیله و عامل کشتار و تخریب بوسیله انسان کشف می شود.و انسان نما حالا قدرتمند شده است. کوبریک نشان دادن قدرت مندی انسان نما را با انتخاب زاویه دوربین «لو انگل» ( زاویه از پایین روبه بالا)  در نمایی که انسان نما فریاد کشان با استخوانی که در دست دارد ضربات پی درپی به اطراف وارد میکند، بیشتر القا می کند. یکی از جنبه های این کشف بزرگ و قدرت یافتن انسان نما، کشتن سایر جانوران و خوردن گوشت آنها و سرآغاز گوشت خواری جامعه بشری و سرآغاز درنده گی انسان است. زیرا قبل این کشف بزرگ انسان نماها گیاه خوار بودند. اما اوج هنر و نبوغ منحصر به فرد کوبریک آن زمانی است که انسان نما با در دست داشتن اسلحه( استخوان) برای باز پس گیری منابع از دست رفته ( چشمه آب) به همنوعان خود حمله می کنند و با کشتن یکی از افراد گروه رقیب چشمه را دوباره باز پس می گیرند. سرآغاز کشتار، جنایت ... انسان نما از خوشحالی استخوان را به هوا پرتاب می کند. کوبریک نمای به هوا پرتاب شدن استخوان را به نمای یک سفینه فضایی در سال 2001 کات می دهد. بنابراین فیلم وارد مرحله جدیدی می شود و از اولین کشف مهم بشریت به اوج پیشرفت های جامعه بشری وارد می شود.  ادامه دارد...

در این لحظه فصل دوم فیلم شروع می شود. ما دنیایی سرشار از تکنولوژی را می بینیم. سیستم های تمام اتوماتیک و ماشینی و ارتباطات بیسیم ویدیویی از فضا و فضاپیماهای غول پیکر و اوج قدرت بشریت. از نماها دیدنی این فصل از فیلم  رها شدن خودکار پروفسور در فضای داخل فضاپیما به دلیل عدم جاذبه، می باشد و کنتراستی که این نما با فصل اول فیلم ایجاد می کند بسیار ستودنی است. در کلاویوس یکی از ایستگاههای فضایی که در کره ماه قرار دارد مشکل عجیبی پیش آمده و به همین منظور پروفسور «فلوید» را از زمین فرا خوانده اند تا به مشکل رسیدگی کند. اما مشکل چیست؟

فلوید داخل ایستگاه فضایی (نه آن ایستگاهی که در کره ماه قرار دارد) چند نفر از همکاران خود را می بیند و با آنها هم صحبت می شود. به یکی از آنها می گوید می خواهید کجا بروید؟ بالا یا پایین؟ پایین که همان کره زمین است و بالا نماد و نشانی از گسترش قلمرو انسان به سیارات و نقاط دوردست است. فلوید از زنی که همکارش می باشد در مورد شوهرش می پرسد. زن جواب میدهد که خیلی وقته اونو ندیدم زیرا در اعماق اقیانوس ها به اکتشافات مشغول است فلوید هم به او می گوید هر وقت توانستی اونو ببینی سلام من را بهش برسان. این جمله از نظر من بسیار مسخره و توهینی به جامعه بشریت می باشد که چقدر از هم گسیخته و دور افتاده اند و تکنولوژی چه بلایی بر سر روابط انسانها آورده است.  یکی دیگر از همکاران فلوید از او در مورد مشکلات پیش آمده در کلاویوس و ظاهر شدن شیئ ناشناخته از یک منبع ناشناخته می پرسد و میگوید مدت ده روز است که نتوانسته اند با آن منطقه تماسی برقرار کنند. واین خود برای چنین جامعه ای که سرشار از پیشرفت و تکنولوژی است کمی عجیب به نظر می رسد. در این نما بازهم استفاده فوق العاده از تکنیک سنترینگ را میبینیم که تمامی دوستان و همکاران فلوید به او نگاه می کنند و اهمیت فلوید برای حل این مشکل به صورت بارزی نمایان می شود. و همچنین تعلیقی که در داستان ایجاد می کند بیشتر مخاطب را به پیگیری دنباله آن ترغیب می کند. دکتر فلوید از گفتن حقیقت امتناع می ورزد و این گره همچنان برای مخاطب بسته می ماند. فیلم سرشار از گره هایی است که هیچ گاه به روشنی برای مخاطب باز نمی شوند در این دنیای جدید همه چیز در هاله ای از ابهام قرار دارد و هیچ چیز قطعی نیست. زن همکار فلوید از او می پرسد می تواند برای کنفرانس ماه ژوئن با همسرش به آنجا بیاید فلوید جواب می دهد معلوم نیست اگر تونستیم میایم. دوباره زن به فلوید میگوید اگر آمدید دخترتان را هم باخود بیاورید. دوباره فلوید جواب می دهد به تعطیلات مدرسه بستگی دارد در واقع دنیایی که کوبریک به تصویر می کشد پر از اماها و اگر هاست و چیز قطعی وجود ندارد. بهرحال فلوید به کلاویوس میرود و برای همکاران و مهندسانی که از این معضل آگاهی دارند سخنرانی می کند فلوید در حالی که پرچم کشور آمریکا در کنارش قرار دارد بر لزوم محرمانه بودن این قضیه تاکید می کند. او می گوید باید حقایق را کتمان کرد و بدون مقدمه سازی و فراهم کردن شرایط نباید چیزی به مردمی که در کره زمین زندگی می کنند گفته شود. من با دیدن این صحنه یاد سیاست های دولت آمریکا افتادم که بسیاری از حقایق تاریخ را کتمان می کردند و می کنند و هر آنچه در راستای منافع خودشان باشد به مردم تحویل می دهند. به تصویر کشیدن پرچم آمریکا در کنار سخنان فلوید یادآور همین مساله مهم می باشد و آفرین به کوبریک.

فلوید وقتی به منطقه مورد نظر در کلاویوس می رسد با شیئ ناشناخته روبه رو می شود که همان تخته سنگی است که در فصل اول فیلم ظاهر شده بود. یکی از همکاران فلوید اعتقاد دارد که این تخته سنگ شاید عمدا و توسط نیرویی و با تامل در آنجا قرار داده شده باشد اما فلوید حرف حرف دوستش را اراجیف می داند زیرا به اعتقاد من، فلوید اعتقادی به نیروهای ماورایی (خداوند) ندارد. تنها یک چیز قطعی در مورد تخته سنگ وجود دارد که آنهم قدمت آن است که به چهار میلیون سال قبل بر می گردد. انگار از زمان پیدایش اولین گونه های انسان نما (اجداد بشر) با او همراه بوده است. فضا نوردان به مانند انسان نماها مبهوط به تخته سنگ می نگرند و متحیر می مانند. دوباره سنترینگ. فضانوردان در حالی که همگی  چشم به تخته سنگ دوخته اند به آن نزدیک می شوند به دور آن حلقه می زنند. فلوید جلو می رود و تخته سنگ را لمس می کند در این لحظه یکی از فضانوردان از بقیه می خاهد جمع تر شوند تا با تخته سنگ عکسی یادگاری بگیرند که در همان لحظه صدای سوت گوش خراشی تمام فضا را پر می کند اما نکته جالب این جاست که ما در کتابها خوانده ایم که که در کره ماه هیچ صدایی به گوش نمی رسد. فضانوردان در حالی که گوش های خود را گرفته اند دوباره تخته سنگ با خورشید و ماه به یک خط در می آید و دوباره خورشید در حال طلوع است و دوره ای پیشرفته تر در حال ظهور و انسان همچنان در حال تکامل.

در این لحظه فصل سوم فیلم با نام ماموریت مشتری در یک سال و نیم بعد شروع می شود.

در اولین پلان از فصل سوم با یک سفینه غول پیکر به نام دیسکاوری1 روبه رو می شویم که ساختار آن شبیه به اسپرم مرد می باشد در واقع در پلان لانگ شاتی که از سفینه گرفته شده است این شباهت را به خوبی می توان دید. سفینه مجموعا پنج سرنشین دارد که سه نفر از آنها تا زمان رسیدن سفینه به سیاره مشتری و همچنین استفاده بهینه از مواد غذایی و انرژی به حالت انجماد در آمده و داخل محفظه هایی که بیشتر شبیه تابوت است گذاشته شده اند سفینه بوسیله یک کامپیوتر هوشمند که خود آگاه است هدایت می شود. در فصل پیش فلوید به همکارانش در باره کشف بزرگترین تکنولوژی تاریخ علوم تبریک گفته بود که نتیجه می گیریم این کشف و اختراع بزرگ همان هوش مصنوعی و کامپیوتر خودآگاه است. کامپیوتر هوشمند که اسمش «هال» می باشد به صورت یک چشم الکترونیکی قرمز رنگ است که تمامی اتفاقات و اعمالی را که در داخل و خارج سفینه اتفاق میفتد زیر نظر دارد. سفینه دیسکاوری1 در سفرش به سمت سیاره مشتری اولین سفینه سرنشین دار است که تاحالا توانسته است به چنین مصافت طولانی دست پیدا کند و این برای فضانوردان یک افتخار بزرگ به حساب می آید مصافت به حدی دور است  که ارتباط صدا بین سفینه و زمین هفت دقیقه به طول می انجامد. در یک ارتباط تصویری که از زمین با سفینه برقرار می شود، مجری از فضانوردان سوالاتی می پرسد و پس از آنها به طور مستقیم با کامپیوتر خود آگاه هال مصاحبه می کند. هال به صراحت و با غرور خاصی می گوید نسل این نوع کامپیوتر (یعنی از نسل خودش) عاری از خطا و اشتباه است و تا حالاهیچ اشتباه یا تحریفی در کار آنه دیده نشده است. و این یعنی اینکه از بشر جایز الخطا بسیار بالاتر رفته است. هال در بازی شطرنج به راحتی  فرانک یکی از دو فضانورد فعال در سفینه، را شکست می دهد و این خود اثباتی است برای حرفی که در مورد هال زدیم.  یک روز دکتر دیو که رهبری گروه را بر عهده دارد به تنهایی در حال طراحی از فضای داخلی سفینه می باشد که با هال همصحبت می شود. هال از دیو می خواهد آنچه را ترسیم کرده است به او نشان بدهد. دیو هم می پذیرد و طراحی ها را جلو چشم الکترونیکی هال قرار می دهد. Pov (نقطه دید) هال که طراحی ها را می بیند بسیار زیبا گرفته شده است. Pov یک کامپیوتر!!! هال از حالت طرح، اسم فضانوردی که دیو آن را طراحی کرده است تشخیص می دهد. از صحبت هایی که بین هال و دیو انجام می گیرد مخاطب متوجه می شود که هال خیلی با هوش تر از این حرف هاست و حتی اخبار دقیقی از اتفاقاتی که در فصل دوم فیلم رخ داده بود دارد. در یک لحظه ناگهان هال عنوان می کند که اشکالی از یکی از واحد های بیرونی سفینه دریافت می کند. دیو فرانک را بیدار می کند و به پایگاه کنترل عملیات در زمین گزارش می دهد و خود به بیرون سفینه می رود تا قطعه ای که نقص دیده است را به داخل بیاورد. دیو قطعه خراب را تعویض می کند اما وقتی داخل سفینه می آید متوجه می شود که کامپیوتر اشتباه کرده است و قطعه کاملا سالم است. وای نجاست که متوجه می شویم که که هال می خواهد به فضانوردان کلک بزند. از کامپیوتر هال 9000 مشابه دیگری در زمین نیز خبر می رسد که هال9000 کامپیوتر هوشمند سفینه اشتباه کرده است. اما هال زیر بار نمی رود و اعتقاد دارد اشتباه از طرف او نیست بلکه از طرف انسانهاست. اختلاف سلیقه بین ماشین (کامپیوتر) نشان از داشتن اختیار و قدرت تصمیم گیری آنهاست؟!!

دیو که کمی باهوش تر از فرانک به نظر می رسد، فرانک را به داخل یکی از سفینه های کوچک داخل فضا پیما میبرد تا در مورد مشکل پیش آمده تصمیم گیری کنند. دیو ارتباط صوتی سفینه با فضای داخلی فضا پیما را قطع میکند تا هال نتواند صدای آنهارا بشنود. دیو و فرانک که حالا مطمئن هستند که هال صدایشان را نمی شنود به هال بدبین می شوند و تصمیم می گیرند هال را خاموش کنند و خودشان کنترل سفینه را برعهده بگیرند غافل از اینکه هال از پشت شیشه سفینه نظاره گر آنهاست. هال قادر به لب خوانی بوده و حالا از نقشه آنها باخبر شده است. پلان لب خوانی هال که به صورت pov گرفته شده است، یکی از پلان های جاودانه در تاریخ سینما به انتخاب راجر ایبرت منتقد سرشناس آمریکایی می باشد. فضانوردان تصمیم می گیرند قطعه تعویضی را دوباره نصب نمایند این دفعه فرانک بیرون می رود که این کار را انجام دهد. فرانک از فضا پیما خارج می شود. در حالی که فرانک مشغول نصب قطعه است، هال از فرصت استفاده میکند و بوسیله سفینه کوچک حامل، به فرانک حمله می کند و او را می کشد. دیو که از این حمله هال به فرانک بی خبر بود همین که جسد معلق فرانک در فضا را می بیند سریع بیرون می رود تا او را به داخل بیاورد. در این لحظه تنها هال در فضا پیما ست. هال از این فرصت استفاده می کند و اکسیژن سه فضا نورد دیگر را که در حالت انجماد بودند قطع می کند و به زندگی آنها نیز پایان می دهد. دیو به هر ترتیب موفق می شود جسد فرانک را در فضا پیدا کند و کنار فضا پیما بیاورد. دیو از هال می خواهد وردی فضا پیما را باز کند اما هال به آنها اجازه ورود نمی دهد. مخلوقی که ساخته دست بشر بود به راحتی او را فریب داد و در مقابلش ایستاد.!!

 

به نظر من زیباترین صحنه ی که کوبریک در این فیلم خلق کرده است، تقابل فضا پیمای غول پیکر که هدایت آن به عهده هال و سفینه کوچک  حامل دیو است که جسد فرانک را نیز به همراه دارد. قدرت و عظمت یک کامپیوتر در مقابل ضعف و ناتوانی یک انسان!!! جالب اینجاست که شکل ساختاری سفینه کوچک که دیو داخل آن قرار دارد، گردی شکل و در واقع شبیه و نمادی از تخمک زن می باشد و فضا پیمای بزرگ به شکل و نمادی اسپرم یک مرد. این دو رو در روی یکدیگر قرار گرفته اند. اما درحالت عادی همه ما می دانیم که تخمک یک زن بسیار بزرگتر از اسپرماتوزوئید می باشد. این تناقض در اندازه دو طرف حاکی از واژگونی و وارونگی دنیایی است که انسانها ساخته اند. عمل لقاح همواره در طول تاریخ بشریت جز لاینفک تولید مثل و تولید نسلهای مختلف بشری بوده است. اما اینبار کوبریک به ما می گوید در تولید نسل های بعدی بشر، کامپیوتر ها و در واقع ساخته های دست خود بشر نیز دخالت دارند دارند و این بار عمل لقاح را یک کامپیوتر خود آگاه می خواهد انجام بدهد و جای انسان را بگیرد. آسمان و فضا نیز که میزبان این رخداد است نمادی از «ماتریکس» یا «رحم» زن می باشد زیرا در انتها میبینیم که جنین متولد شده در فضا رها می شود. دیو به هر ترتیب و به سختی موفق می شود وارد فضا پیمای اصلی شود و اولین کاری که انجام می دهد هال را خاموش میکند و این در حالی است که هال سعی می کند با چرب زبانی دیو را از این کار باز بدارد. هال که می خواست افتخار این ماموریت به تنهایی نصیب خودش شود ( انسانها حرص و طمع را که از پیشینیان خود به ارث برده اند به یک کامپیوتر منتقل کرده اند) ، در آخرین لحظات عمرش به دیو پیشنهاد می دهد دوتایی این عملیات را به انجام برسانند. (پنجاه-پنجاه $) و به خواهش و تمنا می افتد که او را نابود نکند زیرا او نیز مانند انسان ها نمی خواهد بمیرد اما دیو هال را نابود می کند. نکته جالب در مورد هال، صدای لطیف و خونسرد اوست اما زمانی که دارد نابود می شود به صدای خبیث و وحشتناکی تبدیل می شود و درست در زمان نابودیش خصلت خبیثی و ماهیت اصلی خود را آشکار می کند. انگار کامپیوترها نیز مانند انسانها بر چهره اصلی خود نقابی دروغین زده اند. با نابودی هال فیلم وارد فصل چهارم و پایانی خود با عنوان مشتری ماورای بینهایت می شود.

در صحنه های پایانی فیلم دیو در جستجوی منشا تخته سنگ های راز آمیز در سیاره مشتری از محیطی آکنده از نور و رنگ های عجیب و غریب می گذرد که با تصاویری از انفجار نور  و فوران آتش فشان و تصویر جنین انسان و مردمک چشم و مجموع این تصاویر باهم فضایی هالوسینیشن بوجود می آورد تا ذهن انسان را تسخیر و او را برای ورود به دنیایی جدید و فراتر از حد عالم متناهی آماده کند. با عبور از این مرحله، ناگهان دیو خود را در اتاقی می بیند. اتاق با تمام وسایل روزمره زندگی زمینی تزئین شده است. دیو در آن اتاق به سرعت پیر می شود. دیو در حال خوردن غذاست غذایی که با غذاهای خمیری و مصنوعی داخل سفینه فرق دارد و واقعی به نظر می رسد اما انگار از خوردن آن لذت نمی برد. دیو در اتاق اگرچه با وسایل عادی زندگی انسانها در زمین آراسته شده است اما با آنها بیگانه به نظر می رسد و زندگانی سابق از او ساخته نیست زیرا آنقدر فضایی شده که زندگی زمینی با او بیگانه شده است. دیو در ان حالت دستش به لیوان روی میز می خورد و لیوان بر زمین افتاده و می شکند دیگر اثری از نبود جاذبه  و معلق ماندن اشیا نیست. شکستن لیوان یاد آور فناپذیری ماده است خود انسان نیز که از جنس ماده است. در آن حالت دیو سرش را از روی لیوان شکسته به سوی تخت بر می گرداند و خود را در بستر بیماری و مرگ می بیند در همان لحظه که دیو در بستر مرگ است دوباره تخته سنگ ظاهر می شود دیو دستش را دراز می کند که آن را لمس کند اما دوباره تخته سنگ با خورشید و ماه در یک خط قرار میگرد. و دیو دوباره به صورت کودکی متولد می شود و جنین کودک به صورت رازآمیزی در فضا رها می شود.

اگر به سرتاسر فیلم نگاهی بیندازیم متوجه خواهیم شد هرکجا که تخته سنگ ظاهر شد چه انسان نما و چه فلوید و دیو همگی دست خود را دراز می کنند تا آن را لمس کنند. در واقع تخته سنگ نمادی از امیال و آرزوها و حسی از زیاده خواهی بشر است و همین حس زیاده خواهی باعث تحول و دگرگونی در دنیاها و نسل های مختلف بشریت شده تا به امروز که اوج پیشرفت او بوده است. بشر می خواهد به هرچیزی دست پیدا کند و هرچیزی را در حیطه دستان خود داشته باشد. رها شدن جنین در فضا نیز یادآور این نکته است که بشر به حدی از پیشرفت و تکامل رسیده است که دیگر نسلهای بعدی فراتر از زمین خاکی و فراتر از ماتریکس اصلی که همان رحم مادر است، به دنیا می آیند. پایان

حواشی فیلم: فیلم 2001 از بزرگترین جلوه های ویژه ای که هالیوود تا آن زمان استفاده کرده است بهره برد. پلان های خاموش شدن مانیتورها وکامپیوترها و به خصوص هال 9000  الهام بخش بزرگانی مانند جیمز کامرون بود. پلان نابود شدن آرنولد در فیلم نابودگر2 را به خاطر بیاورید. در سال 2001 اسپیلبرگ فیلم علمی تخیلی هوش مصنوعی را ساخت و آن را به استانلی کوبریک فقید تقدیم کرد. 2001 با پشت سر گذاشتن فیلم های مطرحی چون جنگ ستارگان جرج لوکاس ،ای تی اسپیلبرگ، بیگانه و بلید رانر  از رایدلی اسکات و نابودگر2 جیمز کامرون، از سوی انیستیتوی فیلم آمریکا به عنوان بهترین فیلم ژانر علمی- تخیلی تاریخ سینمای جهان شناخته شد.     

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
Profile Pic
نقد و بررسی سینمای جهان- نقد و بررسی مسائل داغ جهان
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آرشیو
    آمار سایت
  • کل مطالب : 12
  • کل نظرات : 2
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 11
  • آی پی امروز : 1
  • آی پی دیروز : 7
  • بازدید امروز : 3
  • باردید دیروز : 8
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 2
  • بازدید هفته : 26
  • بازدید ماه : 103
  • بازدید سال : 371
  • بازدید کلی : 45,467
  • کدهای اختصاصی